محمدحساممحمدحسام، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 18 روز سن داره

پسر کوچولوی ما

خاطرات یک سال گذشته

1391/2/10 13:49
نویسنده : مامان زهرا
877 بازدید
اشتراک گذاری

یادش بخیر خیال باطل

محمدحسام که تازه به دنیا اومده بود شبا تا سه و چهار بیدار بود خمیازه

تا چهار ماهشم شده بود بیدار بود و از دل درد گریه می کرد ناراحت

طفلی احسان هم با ما بیدار می موند و گاهی محمدحسامو بغل می کرد و راه می برد

براش لالایی می خوند و می خوابوندش نیشخند

بچم دلش درد می کرد وقتی می بردیمش تو ماشین آروم میشد زبان

بعضی وقتا ساعت دو یا سه نصف شب ماشین روشن می کردیم می بردیمش بیرون

می خوابید بعد می اومدیم خونهخمیازهنگران

روزای خیلی سختی بود خیال باطل

ولی خدایی احسان خیلی کمک من بود قلب

خلاصه گل پسر ما شش ماهش که شد یه کم بهتر شد مژه

شش ماهگی شروع کردم بهش غذا دادن

دل دردا و گریه هاش خوب شده بودا

ولی یواش یواش شیطنتا داشت شروع میشد شیطان

گل پسر ما نه ماهش که شد دندون در آورد بغل

اولین کلمه ای رو هم که به زبون آورد  نیشخند دد نیشخند بود

اولین باری که روی پاهاش وایساد من و باباش چنان جیغی زدیم که بچه ترسید و نشست خنده

ماشالا خیلی شیطون شده

با تمام شیطنتا و شلوغ کاریایی که می کنه یه نگاهش که می کنیم

تمام خستگی روز از تنمون میره بیرون قلب

 niniweblog.com

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

مامان علی
17 بهمن 90 23:49
سلام ممنونم که به وبلاگمون سر زدید خیلی برام جالب بود این تشابه جالبتر اینکه خیلی از چیزایی که برا کوولوتون نوشتین برا علی من همینطوره مثل دل دردش ،کمک کردن و بیدار بودن باباییش ،دندون درآوردنش تو نه ماهگی .... خوشحال شدم محمد حسام جونو ببوسید